X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Bookmark and Share

تصورات پزشکی هر دوران حاصل پیشرفت های تکنولوژیک آن دوران هستند. انجمن های پزشکی هم حاصل سطحی از آن تصورات که لزوم مشارکت اجتماعی در درمان آن بیماری را درک می کند!

بی تردید این انجمن ها متقابلا باعث رشد و گسترش آن تصورات می شوند و ازاین رو نقشی بی مانند در ارتقای سلامت داشته و حتی از طریق تجمیع امکانات برای تحقیقات پزشکی، دانش و تکنولوژی پزشکی را هم متحول می کنند. اما ظرف انجمن ها مثل هر ظرف دیگری ممکن است در تحول بیشتر آن مظروف و محتوا، خود به مانعی در برابر تحول آتی آن تبدیل شود.


زمانی که جیمز پارکینسون بیماری معروفش را توضیح می داد او که پیشاهنگ تصورات پزشکی زمان خود بود آن را «فلج لرزان» می دید و به همین نام می خواند آن زمان این مشاهده فاصله چندانی با سکته مغزی نداشت.

بعدها، آن زمان که این بیماری را به نام خود او می خواندند معلوم شد این بیماران فلج نیستند و فقط به شدت کندند!

دیری نگذشت که از دل بیماری پارکینسون چند بیماری دیگر بیرون آمد. یعنی معلوم شد بیمارانی که تا دیروز همه را پارکینسون می خواندیم -اما احساس می کردیم با وجود زیر یک سقف بودن، تفاوت هایی جدی با یکدیگر دارند -با تصورات جدیدتر، بیماری هایی هستند کاملا متفاوت و گاه حتی با درمان هایی کاملا متناقض!


این داستان نه تنها در مورد پارکینسون که انجمنی ندارد که در مورد « ام اس» و «آلزایمر» هم که انجمن هایی دارند، صدق می کند.

در سطحی از تصورات عمومی پزشکی، انجمن های ام اس و آلزایمر و... توانستند با سازماندهی درخواست های عمومی در درمان این بیماری ها و در ارتقای سطح اطلاعات عمومی نقشی بی مانند بازی کنند.

در این مرحله بی تردید یگانگی نامی که بر سر زبان ها می افتاد و آشنابودن آن بسیار مهم بود.

اما با واقعی ترشدن تصورات پزشکی و جداشدن «ام اس ای» و «دی ال بی دی» و «سی بی دی» از پارکینسون و «اف تی دی» و «ان پی اچ» و «واسکولر» و... از آلزایمر و «ان ام او» و «انسفالیت های اتوایمون» و... از ام اس،


انجمن های «ام اس» و «آلزایمر» و احیانا «پارکینسون» دو راه پیش ِرو دارند؛

یک راه اینکه با یا بدون تغییر نام، سایر بیماری های آن گروه را هم که تک تک از خود آن سرگروه شیوع کمتری دارند اما مجموعه آنها با بیماری اصلی برابری می کنند، تحت پوشش خود قرار دهند یا اینکه تنها به عنوان انجمن بیماری اصلی به بقای خود ادامه دهند.


در حالت اول این اقدام نه تنها هیچ چیز از توان اطلاع رسانی و بسیج عمومی ایشان کم نمی کند، بلکه با افزودن بیماری هایی که تصادفا از بیماری اصلی شدیدتر و «بیماری تر» هستند، هم بر توان آنها می افزاید و هم آنها را مفیدتر می کند.

اما در حالت دوم این احتمال وجود دارد که با اختصاص تمام امکانات به بیماری اصلی و ناشناخته ماندن آن بیماری های شدیدتر اما دارای شیوع کمتر، زیر لوای بیماری اصلی همه امکانات به سوی بیماری اصلی سرازیر شود و به علاوه توان این انجمن ها برای روزآمدشدن در برابر تغییرات بعدی بیماری ها هرچه بیشتر و بیشتر تحلیل رود. تا جایی که انجمن های بیماری هایی باقی بمانند که دیگر وجود ندارند.


امروز اگر این انجمن ها توان دربرگرفتن یک یا چند بیماری نادرتر و اتفاقا دشوارتر را که تا همین دیروز ذیل همان نام خوانده می شدند نداشته باشند، فردا که نه تنها طبقه بندی بیماری ها، بلکه اساسا نام آنها براساس درک های جدید و مدرن آینده براساس ژن ها و آنتی بادی ها تغییر خواهد کرد، چه خواهند کرد؟ به احتمال زیاد حل کامل مسائل اجتماعی و نیل به مدینه فاضله احتمالی! بسیار بسیار دیرتر از تحولات عظیم در علم و تکنولوژی رخ خواهد داد. ازاین رو انجمن های حمایت از بیماران ضرورت وجودی خود را به این زودی ها از دست نخواهند داد، بنابراین ضروری است توان روزآمدشدن را داشته باشند و در راه کارهای این روزآمدی تبحر پیدا کنند.

        
منبع:   روزنامه شرق ، شماره 2975  ، نویسنده: دکتر بابک زمانی ** متخصص مغز و اعصاب